تبليغاتX
گفتار نیک
نمایشگاه چاپ و بسته بندی تهران تو راهه

آکواریومی که توشم یکی از قدرترین شرکت کننده ها تو نمایشگاهه هرساله..و همین کارمون رو رو جدی تر کرده...امروز رفتم چاپخونه واسه چاپ مجله..جای جالبیه ...خیلی ها منتظرن که مجله زودتر در بیاد بیروون که ببینن و ببینیم که چه شاهکاری کردیم( یه عده میخوان مچ گیری کنن که بعید میدونم موفق شن و یه عده هم دنبال چیزای مثبتشن) رئیس خوشحاله و میگه این شماره از همه شماره هایی که کار کردیم بهتر بوده و این جای خوشحالی داره واسم، خلاصه خیلی خستم...مسئولیتم سنگین تر شده...فکرکردن به شماره آینده ...واااای امیدوارم بشه باهاش کنار اومد..


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 آذر1390 توسط مونا

خالی ام از حرف

پُرم از دلتنگی

تشویش هجرت باران

خسته ام از اندیشه ..دلگیرم از سوالات بی انتها

آلوده ام به روزمرگی

دورم از عشق

بی میلم به گفتن یا نگفتن

حنجره را  رغبتی به فریاد نیست

تلخم ، نا پاکم، مبهوتم ، دل چرکینم، خشمناکم

از خود فرسنگها فاصله دارم  ..فاصله ای که کم نمی شود


در عذابم

در تب و تابم

در التهابم

 

خسته ام، خسته ام از تکرار، از تکرار لبخند بی ریشه ! میان این درد تا درد بعدی

فرسوده ام، رنجورم، خسته ام ، خسته ام ..

کجاست بارانی از عطوفتِ بی منت تا نمناکم کند ...

کجاست دستی تا بگیرد دستم از روی  مِهر...

کجاست آن در که به نور باز شود ..

کجاست باران

کجاست...



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 آذر1390 توسط مونا

هیچ میدانید تخت نرد چگونه و توسط چه کسی اختراع شد و چه فلسفه زیبا و عبرت آموزی در پس آن نهفته است؟

در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت. او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند.. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر که جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند که دو طرف با مهره های خود با هم می جنگند و هر کدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می شود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت که باجگزار ایران باشد. 

تخته نرد : کره زمین
30 مهره : نشان گر 30 شبانه روز یک ماه 
24 خانه : نشانگر 24ساعت شبانه روز 
4 قسمت زمین : 4 فصل سال 

5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز 
2 رنگ سیاه و سپید : شب و روز 
هر طرف زمین 12 خانه دارد : 12 ماه سال 
زمین بازی : اسمان 
تاس: ستاره بخت و اقبال 
گردش تاس ها : گردش ایام 
مهره ها: انسان ها 
گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی ) 
برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها 

اعداد تاس :
1 : یکتایی و خداپرستی 
2 : اسمان و زمین 
3 : پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک 
4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب 5: خورشید ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد 
6 : شش روز افرینش

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 مهر1390 توسط مونا

الان دارم قشنگترین پستم رو مینویسم..هر چیزی که به زبونم بیاد رو رو صفحه کیبرد پیاده میکنم

امروز روز مرد و روز پدر بود...

جا داره این روز رو به تمام آقایون تبریک بگم

اما یه تبریک جانانه برای یکی از بهترین دوستام که نه تنها دوستمه، خواهر بزرگترم هم هست دارم

دیروز الهام عزیز (تیرداد) به جمع متاهلین پیوست و از همین جا برای خودش و همسرش آرزوی خوشبختی و سلامتی دارم

الهام و حمید عزیز پیوندتون مبارک...

این دسته گل رو تقدیم میکنم به شما عزیزانم...همیشه و تا ابد خوش و خرم و سلامت و خوشبخت در کنار هم باشید

الهام تو بهترینی و مطمئنم که خدا بهت بهترین رو هدیه داد...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 26 خرداد1390 توسط مونا
ای زن تو شاهکار خلقتی تحقیر را باور نکن

آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن

اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن

حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن

از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن

خود را ضعیف و کم ندان تنها در این عالم ندان

تو شاهکار خالقی تحقیر را باور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش

زیبا و زشتش پای توست تحقیر را باور نکن

تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکن

خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید

پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن

                                                       شعر از :مهدی جوینی


نوشته شده در تاريخ شنبه 21 خرداد1390 توسط مونا
سلام

بالاخره شد که بیام..تو این مدتی که نبودم سرم حسابی گرم بود..

مسائل زیادی اعم از شخصی و کاری باعث غیبتم شده بود که خدا رو شکر تا حدودی حل شدن

امیدوارم بتونم  باز هم کماکان باشم..خلاصه غرض اعلان حضور بود و بس 


نوشته شده در تاريخ شنبه 21 خرداد1390 توسط مونا
    

ابزار رایگان وبلاگ